خانه تکانی دل تمام شد و باز تو نیامدی
جمعه ی اول سال آمد و باز تو نیامدی
امید بود شاید این جمه بیایی
اما باز تو به میانمان نیامدی
پس اینک به انتظار ظهور حضور تو می رویم
یا صاحب الزمان ادرکنی(عج)

خانه تکانی دل تمام شد و باز تو نیامدی
جمعه ی اول سال آمد و باز تو نیامدی
امید بود شاید این جمه بیایی
اما باز تو به میانمان نیامدی
پس اینک به انتظار ظهور حضور تو می رویم
یا صاحب الزمان ادرکنی(عج)

حرفهای دلم شاید ...
نو می شود؟
تکرار بی ملال غصه های دلم.
پایان می یابد
این ننگین شب هجران
بخوان مرا
از اندرون دلم می خوانمت و از سویدای وجودم صدایت می کنم...
چگونه صدایم را به تو برسانم تا وجدان کنی حدیث نفس ناپخته ام را و جوابی دهی به وسعت بی نهایت معرفتت و به بزرگی خورشید وجودت ...؟
آیا دوباره می توانم برایت بگویم حدیث دل مشغولی هایم را؟
آیا این بار از سویت به ما نوایی می رسد؟
می شنوم
با عمق جانم
بیا.....
پرنده ای که گرفتار پر زدن باشد به آب و دانه و آواز خو نخواهد کرد
بیا مسافر چشمم که هیچ حادثه ای نگاه پنجره را زیر و رو نخواهد کرد
به غیر نام تو ای التهاب روحانی دلم برای سرودن وضو نخواهد کرد
عزیز غایب من ای همیشه در خاطر به جز تو را دل من آرزو نخواهد کرد
یا بقیة الله
سمت زلال اشک من آقای من سلام
نامت بلند و اوج نگاهت همیشه سبز
آبی ترین بهانه ی دنیای من سلام
ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم
دستی ٬سری تکان بده٬ مولای من سلام
ماه نایاب خدا در آسمان
مهتاب ماه رمضان در دل مومنان
پرده بیافکن یا صاحب الرمان(عج)
ازمعنی تمام تپش های بی قرار
از یمن مقدم باران به روی عشق
از فاصله ٬ نفس ٬ هدف بی قرار ها
از این که گفته ام تو کنارم نشسته ای
قصدی به جز معرفتت در میان نبود
من با خیال شما سیر می کنم
پیشاپیش سالروز شهادت حضرت امام موسی کاظم(ع) را تسلیت و عید بزرگ مبعث را خدمت همه عزیزان تبریک می گویم.
دعاگوی شما کنار آستان ملکوتی قبله هفتم امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا(ع) خواهم بود.
این نیایش های قلب بی قرار توست که مارا زنده می دارد و دلمان را امیدوار به فردایی روشن نگه می دارد. پیوسته آرزوی سلامتی ات را دارم و خواهان دستگیری ات از این من پست و این بنده سرپاتقصیر! باشد که روزی نگاهمان به نگاهت گره بخورد و فریاد سکوتت را بشکنی و ما را از زیز خروارها تاریکی بیرون بکشی.
این فقط برای تو بود.....
آیا اشکهای بی مقدار ما به پای خاک راه شما می رسد. همین بس که هر روز و شام به ما فکر می کنی وهمین بزرگترین افتخار من است که عصرگاه جمعه برای گناهانم گریه می کنی .
می دانم که دعایم می کنی...