تبليغاتX
نای دل :: هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
نای دل
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
اگر او بیاید 
عصرگاهی  دیگر از جنس کم رنگی و نومیدی برای طلوعش طی می شود و همچنان مبهوت و گنگ پی یک لحظه روحانی خواهیم ماند و طلوعش را فریاد زنان انتظار می کشیم.

چرا رو نما نمی کند دلربا چهره اش را

 و برق کلام لب لعلش را به ترنم نگاه بارانی یک فریاد از دل که :

انا المهدی

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در جمعه 30 فروردین1387 و ساعت 16:5
یا کریمه اهل البیت 
باز هم رسیده وقت پرواز کبوتری از دیار عاشقانه عصمت به سوی ابدیت !

انگار زمین و آسمان عزادار نگار رضاست که اینگونه شرر بار از عمق وجود نغمه بی رغبتی خلایق نالایق را بروز می دارد.

یا کریم اهل البیت

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در پنجشنبه 29 فروردین1387 و ساعت 15:51
دوباره جمعه و بی قراری دلها  
هردمی که از این حیات زود گذر می گذرد بیشتر فراقت را احساس می کنم و دوباره پی یک کور سوی امید با قلبی نا آرام از بی آرامی های زمانه آرام آرام چشمانم را می بندم وحضور تو را احساس می کنم. به یمن قدوم بهاریت دل زمین و زمان آرام گیرد و قرار و ثبات بر قلب بی قرار این مهلکه جای گیرد.

دوباره فرا روی نگاه معصومانه باران گونه ات قلب سنگی خودم را می بینم که همچو خارا سخت است و انگار قصد نرم شدن ندارد.

باید عبور کرد و دوباره به آستان پرمهرت رسید.

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت 15:41
جهنم سوخت در حرارت دلهای ما یا اباعبدالله! 
 
|+|
نوشته شده توسط کربلایی در پنجشنبه 15 فروردین1387 و ساعت 19:27
کبوترانه نگاهم پی ات روانه شده  
خلوت سرای دلم تا همیشه خانه توست             گویا کلید قفل دلم درمیان خانه توست

دردی نشست روی دلم ای حقیقت پنهان            شاید که این کلید درب آشنایی توست

 

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در چهارشنبه 14 فروردین1387 و ساعت 19:6
یا غیاث المستغیثین 
پرواز می کند این دو چشم بارانی من سوی دریای نگاهت یا حسین (ع)

و چنین آواره و بی تاب می نماید این دلم از غصۀ آن قصۀ روز خورشید...

 شاید باز هم گمشده ای دارم که اینک دلم بی تاب تو شد.

آری معرفت از درونم رخت بربسته و سودای سوختۀ جانم باز هم شراری از جنس امید تو دارد؛

چراپس آواره ام؟

انگار تو را باور ندارم که اینگونه حیران وسرگردان پی دیگران می گردم!      

یاری کن تا صدای هل من معین فرزندت را با گوش جانم شنوم...

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در یکشنبه 11 فروردین1387 و ساعت 12:57
17 ربیع الاول 1429 
و امروز یگانه ای پابه عرصه ی وجود نهاد که سراسر گیتی به یمن مقدمش ستاره باران می شود.

فرزند خلفش صادق المصدقین رئیس مذهب جعفری شیخ الائمه حضرت امام جعفر صادق منتی بر سر

خلق و جهان گذارد و زمین را به مقدمش منور گردانید.

نیکو بود روز میلاد دو نور ...

یا رحمة للعالمین(ص) یا صادق آل محمد(ع)

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در سه شنبه 6 فروردین1387 و ساعت 10:48
نوا 
گلچینی از سبک های میلاد پیامبر(ص) و امام صادق(ع)

یا رحمـة للعالمین

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط کربلایی در شنبه 3 فروردین1387 و ساعت 15:20
محمد فخر عرشیان و فرشیان است  
خجسته باد قدوم بهاریش به بهار ششمین فرزندش و طلوع آفتاب جانش بر قامت هستی

آمدنش برایمان خوش یمن است آن نگارعالمیان آن ستون قدسیان و آن رحمة للعالمین ...

خدایا به دعای محمد قلم عفو بر نامه سراپا تقصیرمان بکش

سلام بر خاتم النبیین و صادق المصدقین!

 

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در شنبه 3 فروردین1387 و ساعت 14:45
سلام بر طلوعی دوباره 
امسال  هم  مثل همان سالهای پیش بدون حضور تو تحویل شد تا انتظار بی فرجام ما همچنان ادامه یابد و ما بی درنگ انتظار حضورت را داشته باشیم ولی هنوز در انتظار غبار بی سواریم....

بیا تا این دلم رنگ حضور تورا گیرد..

ای نوبهار عشق از عمق درون می خوانمت  یا مهدی

نوروز، گاه فروردین است و هنگام بهار

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در جمعه 2 فروردین1387 و ساعت 11:40