تبليغاتX
نای دل :: هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
نای دل
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
یا غافر الذنوب 
در کوچه پس کوچه های دلم دنبال تو می گردم اما غافل از آنکه تو از رگ گردن به من نزدیکتری ولی من هیچگاه باورت نکردم .

شاید اگر کمی بیشتر توکل کنم را ساده تر پیدایت کنم محبوب من...

ما اسیر نفسیم و همین بند ماست که مانع وصل شماست.

کمکمان کن ای روزی ده بی منت!

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 19:50
دل غمین ام 
فقیرانه رو به آستان تو کردم و از عمق وجود تو را خوانده ام!

کاش کز این بار بلا رخت ستم جامه ی تاریک و قدیمی زمان وا رهیم...

کاش به آن منزل و مقصود و هدف

قبله گه توحیدی دل

مسجد دلهای سترگ  

کعبه عشاق رسیم.

یا صاحب العصر و الزمان (عج)

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در جمعه 24 اسفند1386 و ساعت 10:13
بیا مهدی بیا دورت بگردم! 
همیشه چشم براهت خواهم ماند! 
|+|
نوشته شده توسط کربلایی در سه شنبه 21 اسفند1386 و ساعت 17:42
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه 
حلول ماه ربیع الاول ماه شادی آل الله را خدمت همه شیعیان جهان تبریک می گوییم.

 

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در سه شنبه 21 اسفند1386 و ساعت 17:30
عزای حضرت ارباب سر رسید! 
رحلت جانگداز پیامبر مهر عطوفت حضرت رحمه للعالمین (ص) و سبط اکبرش حضرت امام حسن مجتی (ع) را خدمت همه شیعیان جهان تسلیت می گویم.

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در جمعه 17 اسفند1386 و ساعت 15:54
28 صفر 1429 
روزای خاموش

شبای تاریک

مسجد و منبر و کوچه باریک

صد تا پرستو

بی آشیونه

آتیش و شعله یا تازیونه

پاشو از اینجا بریم مدینه

همون که خاکش عرش زمینه

غریب مادر

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در جمعه 17 اسفند1386 و ساعت 15:50
یا زینب کبری 
بیمار نگاهت شده ام حضرت دلدار

                                            ای جلوه ی صبرت سایه از حضرت دادار

دربین قبیله تو کنی رهبری عشق

                                            ای مرهــــــــم درد دل آن حـضرت سـردار

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در شنبه 11 اسفند1386 و ساعت 17:24
شب اربعین 1429 
آری قافله غربت وغم دوباره به کربلا رسید به همان جایی که به آن تعلق داشت و از آنجا آمده بود.

اما این بار سکوت سرد صحرا با صدای شیون کاروان مبدل به همان دشت پرالتهاب غروب دهم محرم شد

ولی اینبار کسی نبود تا معجر از سر دخترکی برکند و آتش بر دامنشان بنشاند ...

اینبار فقط زینب بود وحسین.......

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در چهارشنبه 8 اسفند1386 و ساعت 22:15
یا بقیه الله 
کاش تنها جمعه به جمعه یادت نمی کردیم آن هم با دلگیری و آهی که تو را به یادمان می آورد.

تنها از تو یک نام می خوانیم و ورد لبانمان خواهش های گاه و بیگاه و بی مقصود است...

آیا تو نیز به فکرمان هستی ؟؟

مایی که همیشه در وقت نیاز به یادت می افتیم را یاد می کنی ؟

دعایمان کن.....

|+|
نوشته شده توسط کربلایی در جمعه 3 اسفند1386 و ساعت 18:55